مکتب ع......ش.....ق
هر شب فزايد تاب و تب من
واى از شب من واي از شب من
يا من رسانم لب بر لب او
يا او رساند جان بر لب من
استاد عشقم بنشين و برخوان
درس محبت در مكتب عشق
رسم دورنگى آيين ما نيست
يك رنگ باشد روز و شب من
گفتم رهى را كه امشب چه خواهى؟
گفت آنچه خواهد نوشين لب من
این شعر از س.س
خوشتون اومد؟!!؟